مفهوم مدیریت رنگ
۸ آذر ۱۳۹۷
استمپر-دیجیتال
چاپ سی دی و دی وی دی
۸ آذر ۱۳۹۷

طراحی چیست؟

طراحی چیست؟بسیاری از مردم تصور می کنند طراحی کوششی برای زیبا کردن ظاهر اشیا است.
مسلما زیبا سازی یکی از جنبه های طراحی است، نه تمام آن.
به اطرافتان نگاه کنید، طراحی فقط تزیین نیست.
یک صندلی خوش طرح، نه تنها ظاهری زیبا بلکه ایستایی مناسبی نیز دارد .
و موجب آسایش کسی است که بر آن می نشیند.
علاوه بر این، صندلی باید مطمئن و کاملا محکم، تولید آن نسبتا اقتصادی و بسته بندی و حمل آن نیز آسان باشد. البته کاربرد مناسبی هم داشته باشد: صندلی پشت میز کار، صندلی راحتی، صندلی غذاخوری و …

طراحی فرایند هدفمند آفرینش بصری است .
و بر خلاف نقاشی و مجسمه سازی، که حاصل تحقق تصور و رویاهای شخصی هنرمند است،
نیازهای کاربردی را برطرف می کند. یک طراح گرافیکی، در مقابل چشمان عموم قرار می گیرد و پیام از پیش مشخص شده ای را انتقال می دهد.
هر فراورده صنعتی نیز باید احتیاج مصرف کننده را برطرف کند.
به طور کل طرح خوب یعنی بیان بصری جوهر «هر چیز» به بهترین شکل ممکن، خواه آن چیز یک پیام باشد.
یا یک فراورده. طراح برای انجام درست و موثر این کار باید.
بهترین راه ممکن را برای شکل دهی، ساخت، توزیع، استفاده از شیء و ارتباط آن با دنیای اطراف بیابد.
ساخته او باید در عین زیبایی و کاربردی بودن، نشان دهنده سلیقه حاکم بر زمان خود باشد یا بر آن تاثیر بگذارد.

زبان بصری

طراحی فعالیتی عملی می باشد و طراح فردی اهل عمل است ولی باید پیش از پرداختن به مشکلات و مسائل عملی، به یک زبان بصری مسلط باشد.

زبان بصری پایه آفرینش در طراحی است.
طراح، جدا از جنبه کاربردی طراحی، باید اصول، قوانین و مفاهیم مربوط به سازماندهی بصری طرح را نیز در نظر بگیرد.
او می تواند بدون شناخت آگاهانه این اصول، قوانین و مفاهیم نیز کار کند.
زیرا ذوق شخصی و حساسیت او به روابط بصری، بسیار مهم تر است. اما بی تردید درک عمیق این اصول در بالاترین قابلیت های سازمان دهی بصری او موثر است.

تفسیر زبان بصری

زبان بصری از راه های مختلف، قابل تفسیر است. این زبان بر خلاف زبان گفتاری یا نوشتاری، که قوانین کم و بیش ثابت و شکل گرفته ای دارد، دارای قوانین قطعی نیست و هر نظریه پرداز طراحی، احتمالا برداشتی کاملا متفاوت با سایرین دارد.

عناصر طراحی

الف)عناصر ذهنی ب)عناصر بصری ج)عناصر ارتباطی د)عناصر کاربردی

عناصر ذهنی

عناصر ذهنی دیده نمی شوند، زیرا در واقع وجود ندارند.
مثلا احساس می کنیم در گوشه شکلی، نقطه ای وجود دارد.
خطی دور شیئی را مشخص می کند یا سطوحی، حجمی را احاطه و آن حجم، فضایی را اشغال کرده است. این نقاط، خطوط، سطوح و احجام واقعا وجود ندارند. اگر وجود داشته باشند، واقعا ذهنی نیستند.

نقطه: نقطه موقعیت را نشان می دهد.
طول و عرض ندارد و فضایی را اشغال نمی کند. نقطه نشان دهنده ابتدا و انتهای یک خط و محل تلاقی یا تقاطع دو خط است.

خط:از حرکت نقطه، خط به وجود می آید. خط طول دارد اما عرض ندارد؛ موقعیت و جهت دارد و به وسیله نقاط محدود شده است. خط، مرز یک سطح را نشان می دهد.

سطح: مسیر حرکت یک خط (در امتدادی غیر از امتداد اصلی خط) سطح را به وجود می آورد.
سطح، طول و عرض دارد اما ضخامت ندارد؛ موقعیت و جهت دارد و به وسیله خطوط محدود می شود. به طور کل می توان گفت که سطح، مرز های بیرونی یک حجم را مشخص می کند.

حجم: مسیر حرکت یک سطح (در جهتی غیر از امتداد اصلی سطح) حجم را به وجود می آورد.
حجم در فضاست و به وسیله چند سطح محدود می شود. در طرح های دو بعدی، حجم غیر واقعی است.

عناصر بصری

زمانی که شکلی روی کاغذ می کشیم، از یک خط قابل دیدن برای نمایش یک خط ذهنی استفاده می کنیم.
این خط مرئی هم طول دارد و هم عرض. رنگ و بافت آن را نیز، مواد و چگونگی استفاده از آن ها تعیین می کند.
بنابراین با مرئی شدن عناصر ذهنی، آن ها دارای شکل، اندازه و بافت می شوند. عناصر بصری را مهم ترین قسمت هر طرح می دانند.
زیرا آن چه که در واقعیت می بینیم هستند.

شکل: هر چیز که دیده می شود، شکلی دارد که عامل عمده شناسایی در ذهن ماست.

اندازه: همه شکل ها اندازه دارند. از نظر بزرگی و کوچکی اندازه ها نسبی است.
اما به طور کل، قابل اندازه گیری است.

رنگ: رنگ باعث تشخیص شکل از محیط اطراف می شود.
رنگ در اینجا به مفهوم وسیع کلمه به کار می رود و نه تنها تمام پرده های طیف رنگ، بلکه رنگ های خنثی (سیاه و سفید و واسطه های خاکستری) و همه انواع رنگمایه ها و فام ها را نیز در بر می گیرد. (برای آگاهی از تاثیر رنگ ها در طراحی گرافیک، توصیه می شود .
مقاله تاثیر رنگ ها در طراحی گرافیک را از اینجا مطالعه نمایید)

بافت:بافت مشخصات سطح شکل را نشان می دهد و انواع ساده یا نقش دار، نرم یا زبر دارد. گاه لمس کردن بافت نیز مانند دیدنش دلپذیر است.

عناصر ارتباطی

عناصر ارتباطی موقعیت شکل ها را در طرح و ارتباط آن ها با یکدیگر مشخص می کند.
بعضی از این عناصر را مانند جهت و موقعیت، باید درک و بعضی دیگر را مانند فضا و جاذبه، می توان حس کرد.

جهت: جهت هر شکل به چگونگی ارتباط آن با بیننده، چهارچوب آن یا سایر شکل های مجاور بستگی دارد.

موقعیت: موقعیت شکل به ارتباط آن با چهارچوب یا ساختار طرح، وابسته است.

فضا: شکل هر اندازه، حتی بسیار کوچک هم باشد، فضا را اشغال می کند.
پس فضا یا خالی است یا اشغال شده است. همچنین فضا می تواند مسطح باشد و به صورت مجازی عمق را نشان دهد.

جاذبه: جاذبه احساسی روانی است نه بصری؛ از آنجا که جاذبه زمین ما را به سمت خود می کشد.
ما نیز صفت های سنگینی یا سبکی، پایداری یا ناپایداری را به شکل های واحد یا مجموعه آن ها نسبت می دهیم.

عناصر عملی

عناصر عملی در بطن محتوا و گستره طرح قرار گرفته اند و بحث در مورد آن ها، در این مقوله نمی گنجد، اما اشاره کوچکی به آن می کنیم:

بازنمایی:شکلی که از طبیعت یا دنیای ساخته شده دست بشر سرچشمه گرفته باشد، شکلی بازنمایی شده است.
این بازنمایی ممکن است واقع گرایانه، ساده گرایانه یا کم و بیش انتزاعی باشد.

معنا: اگر طرح پیامی را انتقال دهد، معنا دارد.

کاربرد: اگر طرح وسیله ای برای رسیدن به هدفی باشد، کاربرد پیدا می کند.

چهارچوب مرجع

معمولا همه عناصری که شرح داده شد در محدوده ای قرار می گیرند.
که آن را کادر یا محدوده طرح می نامیم. این چهارچوب، مرزهای بیرونی طرح، محدوده در برگیرنده عناصر بصری و در صورت وجود، فضای خالی مانده را مشخص می کند. لزومی ندارد که چهارچوب حتما به شکل یک چهارچوب باشد. اگر واقعا چهارچوبی وجود داشته باشد، باید آن را جزئی از طرح دانست. عناصر بصری در چهارچوب مرئی را نباید نادیده گرفت. در صورت عدم وجود قاب مرئی، لبه های پوستر، صفحه مجله، سطوح مختلف یک بسته و … همه چهارچوب هایی برای طرح مربوط به خود به حساب می آیند.

چهارچوب طرح معمولا مستطیل است اما به هر شکل دیگری نیز می تواند باشد.
خط برش صفحه چاپی، چهارچوبی برای طرح روی صفحه محسوب می شود.

سطح تصویر

سطح تصویر در داخل چهارچوب مرجع قرار گرفته است .
و در واقع، سطح صفحه کاغذ یا هر صفحه دیگری است که طرح روی آن کشیده می شود.
شکل مستقیما روی سطح تصویر، نقاشی یا چاپ می شود، اما به دلیل خطای دید، بالا، پایین یا ناموازی با آن به نظر می رسد.

فرم و ساختار

با ترکیب همه عناصر بصری، فرم به وجود می آید. در زبان بصری، فرم موضوع اصلی قابل بررسی است.
در اینجا فرم، تنها یک شکل مرئی نیست، بلکه شکلی است با اندازه، رنگ و بافتی مشخص.

چگونگی شکل گیری، ساخته شدن و هماهنگی با سایر فرم ها، معمولا بر اساس نظم مشخصی است .
که آن را ساختار می نامیم.
بررسی ساختار، که شامل عناصر ارتباطی نیز می شود، برای ما ضروری است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *